همزبانی نيست تا برگويمش
راز اين اندوه وحشتبار خويش
بيگمان هرگز کسی چون من نکرد
خويشتن را مايه آزار خويش...

/ 4 نظر / 29 بازدید
:D

pas befarmaiid ke ma inja bademjoonim dige bashe ..dost rafigh kojaii

Tiloo

تو هم بله؟ عجب روزگاري شده ها. ملت حرف از آزارِ خويشتن ميزنن اونم با قافيه، اونوقت به ما ميگن عرفاني مينويسي.

ali

خيلی با احساس مينويسی................................... وقتی می خوندم گريم گرفته بود .... از خودم خجالت کشيدم

mhak

ببين من با سی و پنج سال سن ديگه ميتونم بگم:برای راحت بودن يک راه وجود دارد: دنبال مفهومی برای هستی نباش منم تو سن ۲۵ سروده بودم:؛ اين مردمان که همه چون سايه در گذرند پيچک بباغ حيات بی برگ و بی ثمرند گرگند و عاشق کين در گوشه ای به کمين افتد يکی به زمين تاش ان زمان بدرند اما حالا ديگه باور دارم که همه به نوعی در پرتاب شدگی به خاک تيره مشترکند هيچ کس را بر هيچکس قضاوتی سزاوار نيست و خشم را هيچ سودی ارام باش عزيزکم