Genesis

من اگر دوست دختر داشتم دو دستي ميچسبيدمش تا فرار نکند
و فکر ميکردم که چطور شد که او دوست دختر من شد و نه دوست دختر دوست من
و بعد ميفهميدم که چقدر همه چيز کم عمق است
و دوست دخترم را محکم تر ميچسبيدم
طوري که خيالات برش دارد و پريود بودنش را به رخم بکشد يا نجابتش را

/ 0 نظر / 38 بازدید