..There's gotta be a little rain some time

داشتم واسه خودم راه ميرفتم که اون آقا کوره يهو تونست ببينه..
اول از سايه اش ترسيد،بعد نشستيم يه کم گپ زديم...
دلش ميخواست بدونه دوو سيلوی بژ چه رنگيه..
يه ربع وايساديم تا يه دونه رد شد..
بعدش هر کی رفت خونه اش..

(ادامه ندارد..)

/ 8 نظر / 167 بازدید
Angel

عشق اين کورايی که يهو می بيننو دارم.........

shabnam

!!!!!!

reza

خيلی قشنگ بود

پیام

عمری من هنوزم نمی‌دونم سيلوی بژ چه رنگيه!

مونا(صورتي)

من ميگم از معجزات الهی بوده که اون کوره بينا شده ها:)) همگی صلوات بلند؛)

bita

من تو همون دوو سيلوی بژ بودم :))

kimia

با دوشنبه سه شهريور خيلی موافقم:)))))))))