As the first day of creation

خواب ديدم 24 سال گذشته
پيرزن اتاق رو به حياطش را دارد و پرستار 40 ساله اش را
----
انگار دختر و پسرهاي هر نسل را جايي ديگر براي هم ساخته اند و ول
كرده اند توي اين دنيا، گفته اند مثلا از متولدين فلان تا فلان مال شما و بالعکس

آنقدر هم كامل اين كار را كرده اند كه گاهي شك ميكنم اين سينه هاي پرستار
است كه هر جمعه من را آن طرفها ميكشاند يا عشق فرزند به مادر و اين مزخرفات
----
كاغذ را كه داد دستم،ديدم 24 سال قبل كسي هول هولكي نوشته:
تونل ها را كنده اند براي همخوابگي من و تو لاي تل فضله هاي خفاش
----
بيدار كردنم با آن زنگ مسخره اي كه گذاشته روي گوشي بس نيست
جيغ ميزند كه كاغذ را گذاشته زير آهن رباي ساعت روي در يخچال

خر!

/ 2 نظر / 36 بازدید
EsPaGeTi

خر!

ستاره کوچولو

آخر بيدار شدی ؟!! يا از سرکار بهت تل بزنم ؟ |: