..It can't be that bad

از خواب که پريدم ده دقيقه ای طول کشيد تا کابوسها دوباره برگردند
صبح،ساعتهای اتاقم ده دقيقه عقب مانده بودند..

اينها را که ميگويم از ترس زبانش بند می آيد،قسمت بعدی گريه های اوست!

/ 0 نظر / 68 بازدید