احساسات داغ!

ـــ نميتونم اون لحظه رو توصيف کنم.تا لبم بهش خورد آتيش گرفتم.حرارتش از لبم توی تمام بدنم پخش شد...لبم بی حس شده بود ولی بازم داغیشو حس میکردم..اون لحظه واقعا...
ـــ حالا يه بار يادم رفت تو چاييت آب سرد بريزم...بچه ننه!

/ 2 نظر / 12 بازدید
MaaHe.MeHr

salam, jaleb bood...yani darkol webloge jalebi dari,,,omidvaram movafagh bashi, age doost dashti be man ham sar bezani khoshal misham, merci, MM

tiloo

looooooooooooooooooooooooooooooool nekoo.