Stuck on You

من و تو را کتاب خراب کرد
تو را هزار و نهصد و خورده اي خوک عمو جرج از راه به در کرد
من را جو جنگل دوستي رحماندوست گرفت
----
من و تو فرق زيادي نداريم
نفس جفتمان بالا مي آيد براي يکي دو تا دريا آن طرف تر ادامه تنبلي دادن
ـــــ
هه
---
من و تو را کتاب خراب نکرد
تو را جو کتابخانه گنده تان گرفت
من را قيمتهاي سه رقمي کتابهاي کيوسک روزنامه فروشي از راه به در کرد
---
من و تو فرقهاي زيادي داريم
تو مدتي طول ميکشد بفهمي پسرهاي زردمبوي
آن طرف هم هزار و يک سوراخ تاريک دارند

ولي من سه سوت ميفهمم جنگل جاي ساده اي است
صبح به صبح تمرين هاي رياضي را با دو تا هويج بايد داد خرگوش برايت حل کند
پشت بندش از روباه جاکش گول خورد
آخر هم بايد رفت پيش جغد دانا تا همه چيز را حل کند

/ 0 نظر / 128 بازدید